#حدیث نفس

دیر زمانی است که به این نتیجه رسیده‌ام که عکس‌ها هم ، روح دارند.

با عکسها می‌شود حرف زد، می‌شود خندید.

تازمانی که آدمِ داخل عکس، در عالم بیرون زنده است و نفَس می‌کشد، عکسها روح دارند نفس می‌کشند. اما همینکه روح از بدن آدمِ بیرون، خارج می‌شود، روح از عکسها و همه‌ی خاطره‌ها می‌رود و دیگر می‌شود با عکس‌ها، فقط گریه کرد.

#یک _جرعه_شعر

تا دل به تو وصل است، چه غم از که بریده‌است؟

هر کس که زغیر تو بریده‌است، رسیده است

ما بنده‌ی مُزدیم و بهشت را به تو دیدیم

فطرس هم از اول، بهشت را به تو دیده‌است

#فاطمه_عرب‌اسدی

#پیامبر مهربانی

چون دانه ‌ای که در دل یک باغچه‌کاشته

مِهر تو را خودش به دل ما گذاشته

مهرت نهال شد که به هر شاخه‌اش دلی

در هر دلش نام تو را او نگاشته

آن‌کیست بعد تو که پیمبر بیاورد؟

وقتی خدا چون تو کسی را نداشته

آنقدر عزیز بوده‌ای ای مصطفی که او

یک سوره را به نام《 محمد》 گذاشته

#فاطمه_عرب‌اسدی

#سپید

یک روز تمام می‌شوم و مرا برای همیشه به خاک باز می‌گردانند .

امایک چیز از من ، باقی می‌ماند، سرحال و زنده و تا ابد ، عرش را دور می‌زند ، و آن، دوستت دارمهایی است که فریاد زده‌ام.

و تو، تویی که برایم شعری نخواندی آن روز برایم می‌خوانی:

از صدای سخن عشق ندیدم خوش‌تر

یادگاری که در این گنبد دوّار بماند

#فاطمه_عرب‌اسدی

#مخاطبِ غائب

گفتی که دل به دل راه دارد؟

بعید می‌دانم! وگرنه می‌دانستی که در دل من، چه می‌گذرد!

#شعر و دل

آری شنیده‌ایم که اشکِ چکیده را

و سرخیِ ملتهبِ دور دیده را

گفتند که می‌خری به بهایی گزاف تو

اجناس باران خورده‌ی آبْ دیده را

ما سرو نه، شمشادِ طوفان چشیده‌ایم

ای سروِ ناز که دیده‌ای قد خمیده را

باید جوان کنی تو به اعجاز یوسفی

ما عاشقانِ بی تو ، به پیری رسیده را

#فاطمه_عرب‌اسدی #عادله_اسدی

دل نوشت:حالمان حال یعقوب است در فراق یوسف...بی تاب و بی خبر!

#او_نویسی

گفت : به هر چیزی نگاه نکن! به چیزی نگاه کن که چیزی به تو اضافه کنه!

بعد، مکثی کرد و ادامه داد :گاهی هم باید به چیزهایی نگاه کنی که چیزی از تو کم کنه، گاهی لازم است خلوت شَوی و کمی نفَس بکشی!

#او_نویسی

در باب رزق فرمود: آدمی هیچ لقمه‌ای را بر دهان نمی‌گذارد مگر آنکه رویش نوشته شده 《هذا لِفلان‌ابن/بنت..فلان》یعنی از آن بالا همه چیز مقدر شده و معلوم است. مثلا مقدر شده که فلان کشاورز درکشور مثلا تانزانیا محصول موزش را به فلان تاجری بفروشد که با ایران در معامله است و از آن بار موز مقدر شده که یک کیلویش به خانه‌ی تو بیاید و یک دانه‌اش را توبخوری! همین‌قدر دقیق!

حالا رزق هر چه می‌خواهد باشد.گاهی حال خوب، رزق است.

امید داشتن به آینده‌ای مجهول، رزق است.

همسر خوب، اولاد خوب، رزق است.

اما مومن سزاوار است زیرک باشد، رزق را با شُکر افزون کند، چرا که فرمود:《 لئن شکرتم لازیدنّکم》.

و فرمود: این ساده لوحانه است که فکر کنی با شُکر تنها نعمتت افزون می‌شود! با شکر خودت هم زیاد می‌شوی، بزرگ می‌شوی، ظرفیت پیدا می‌کنی. برای همین گفته:《لَاَزیدَنَّکم》 یعنی شما را زیاد می‌کنیم...شاکرها را! اهل شُکر را حتی از ذریه‌ی شما! و چه رزقی بالاتر از زیاد شدنِ اهلِ شکر در روزگار نا امیدی؟؟

#او_نویسی

گفت: چطور ممکنه خدایی که به بنده‌ش گفته《روزی پنج‌بار برات وقت می‌ذارم، بیا وحرف‌هات رو به خودم بگو!》آدم رو فراموش کنه!

#تک_بیت

ابر مُرداد و پراکندگی ‌ام را تو نبین

گاه بر قله‌ی تنهایی خود می‌بارم

#فاطمه_عرب‌اسدی

#او_نویسی

گفت: اگر ادعای عشق داری مراقب باش که شرمنده‌ی دو دل نگردی!

اول ؛ دلِ عاشق خودت!

دوم؛ دلی که عاشق توست!

اولی وقتی شرمنده‌اش می‌شوی که در عشقت ،اِبرازِ استواری نکنی! پس در این حالت عشقت ، تو را ترک خواهدکرد و تو شرمنده‌ی دلت می‌شوی ، با انبوهِ دوستت دارمهای نگفته‌ات !

و اما دومی ؛ دومی نیز بزودی تو را بر دیگری برخواهد گزید! آن‌گاه که عشق او را فهمیدی و انعکاسی ندادی! پس آینه‌ی وارونه هیچ‌گاه تصویر واضحی از آدمی نشان نخواهد داد. چگونه می‌توان انتظار عشق داشت از کسی که پاسخی به ابراز عشقش نیافته؟؟!! و در نهایت ،تو شرمنده‌ی دلِ عاشق خود ، و دلِ عاشقِ خود می‌شوی!

گفت: مراقب باش آدم بی عشق، گیاهی رونده و بی ریشه است که زود خشک می‌شود بی هیچ ثمری!

#او_نویسی

گفت: تا 《او》 نخواهد برگی از درختی نمی‌افتد. مبادا چون مشاوره‌ای دادی و نتیجه‌ای گرفتی، بگویی من علتِ هدایت فلانی شدم، که خطاست! همان خدایی که حواسش به برگ درخت هست ونمی‌گذارد با هربادی بر زمین بیفتد ، همان خدا ، بهتر می‌داند چه نفَسی را بر چه دلی کارگر کند.

تا او نخواهد برگی نمی‌جنبد. حواست باشد!