#تک_بیت

دستم گِره‌ی بقچه‌ی قند ننه جان است
محکم شده با دست تو ...تا آخر عمرم

#فاطمه_عرب‌اسدی

#تک_بیت

نوشیده جرعه جرعه مرا روزگار و مست

هر لحظه بیم ریختنم در پیاله‌ای است

#عادله_اسدی

#فاطمه_عرب‌اسدی

#در_آستانه‌ی_یلدای_ایرانی

#من_و_تفسیر

در آیه ۸۳ سوره طه یک عجله‌ی عاشقانه داریم... می فرماید:《وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَىٰ》
ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟

اینجا خدا به نحوی موسی علیه السلام را از اینکه از همراهی و همپایی قوم جدا شده توبیخ می‌کند. و این نشان می‌دهد که در زمانهای حساس و قرارهای تاریخی..فرمانده و رهبر یک قوم نباید آنها را رها کند.

اما پاسخ موسی به این سوال شنیدنی است.

موسی به گمان اینکه خدا با این سوال از احوال و کجاییِ قوم می‌پرسد(به نوعی حقیقت هم همین است.) پاسخ می‌دهد : آنها (قوم من) از پشت سر از مسیری که من آمده‌ام می‌آیند. من برای آنکه رضایت تو را بدست آورم زودتر و باسرعت به سوی تو آمدم.

قَالَ《 هُمْ أُولَاءِ عَلَىٰ أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ》
گفت: پروردگارا! من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی. آنان گروهی هستند که اینک به دنبال من می آیند.

اینجا موسی نمی‌گوید که چون عاشق تو هستم ،دوست دارم با تو زودتر از دیگران هم‌کلام شوم...چون عاشق عجول است..اما موسی عاشقی است با حیا..و گویا در عاشقی بدانجا رسیده که به قول شاعر:《 پسندم آنچه‌را جانان پسندد》. و لذا می‌گوید. لِتَرضی ...یعنی تا تو راضی شوی و چون همه تویی، پس منی در کار نیست.
مفسران از این آیه ، به اینکه غایت امور بایدبرای رضای خدا باشد تاویل کرده‌اند اما این سخنِ حق را حقیقتی است باطنی و آن اینکه سرپرستی قومی که ایمانش نو پا و متزلزل است و هنوز به ثبات نرسیده واجب تر از لقاءاللّه و رضایت اوست. چرا که خداوند در آیه بعد ، از آزمایش قومِ بدون نبی و البته با وجود وصی(جناب هارون علیه‌السلام) خبر می‌دهد. قومی که وصایت حضرت هارون نبی را به هیچ گرفتند و بهانه آوردند که تا آمدن موسی گوساله پرست خواهند ماند..

ظریفی گفت: امان از عشقی که قومی را گمراه کند،به نیت قربت الی اللّه.