#نویسندگی_خلاق_طنز
استاد در کلاس سه کلمه را به عنوان نمونه در اختیار هنرجویان قرار داد و گفت: فکر کنید دارم از شما پیشآزمون میگیرم ،واین یکجور آزمون سطح است.
و گفت با این سه کلمه یکی دو جمله بنویسید که منظورتان را برساند و هرسه کلمه حقشان در جملههاادا شود. آن سه کلمه؛ حماقت، دلتنگی و لوبیا بود.
هرکسی چیزی نوشته بود ولی جمله یکی از دوستان به دلم نشست.
نوشته بود:《 دلتنگی برای کسی که برای به دست آوردنت تلاشی نکرده حماقت است.》 بعد سکوتی کرد. میان سکوتش استاد پرسید لوبیا چه شد؟؟
خندید و گفت: استاد خجالت میکشم جمله دوم را بخوانم.همگی اصرار کردیم و خواند: 《با این توصیف، دلتنگیِ فرد عاقلانه و مورد پذیرش نیست مگر بعد ازخوردن یکشکم خوراک لوبیا!》بچه ها اول موقرانه لبخندی زدند بعد به همراه استاد پقی زدند زیر خنده...
میدانید من هم با این جمله سِوای محتوای طنزش موافقم. فقط یک میزِ داخل پذیرایی نمیتواند دلتنگیاش را برای گلدان روی هرّهی پنجره نشان دهد. وگرنه هر محرکی برای آنچه که دوستش دارد حرکت میکند و به قول دوست مهندسم ، بی حرکت، کاری صورت نمیگیرد.
