غزلی ..
جذبهی عشق تو را تا کرده او اقرار، سر
میکند تصدیق این را که شود بر دار سر
او که دل میداد را دیدم که سر هم میدهد
چون سزاوار است ببخشد یار بر دلدار، سر
میرود بر نیزه خورشید، میرود بر نیزه ماه
نور با نور است و اینجا 《نیست یار از یار سر》
هرکجا را سر زدم دیدم سری بر نیزه است
در کلیسا سر ،خرابه سر ، سرِ بازار، سر
#فاطمه عرب اسدی
متاثر از شعرآقای محمد زارعی تجره
