امان نامه
این دل تمام سال برایش تپیده است
رخصت بده عجل، که محرم رسیده است
رخصت بده که باز ببینم برای او
طفلی به عشق دستهی ارباب دویده است
رخصت بده کشیده مکن قامتم به مرگ
پشتی به جفت کردن کفشها خمیده است
ما اشکهایمان همه نذر حسین شده
ارباب هم ز لطف ،دَرهم خریده است
هر مبتلا به عشق که عاشق نمیشود
عاشق کسی است که تا دل خیمه دویده است
آن کس که مهر او به دلش کارگر نشد
از عشق و عمرخویش ،خیری ندیده است
من عاشقش شدم و غمش میکُشدمرا
روزی که عشق به خانهی آخر رسیده است .
#فاطمه_عرب اسدی
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۲ ساعت 5:59 توسط فاطمه عرب اسدی
|
