#تک_ بیت
بر آن بادی که عطر جامهی یوسف در آغوشش
خداوندا بفرما از عزیزِ ما، خبر آرَد
# فاطمه_عرب اسدی
بر آن بادی که عطر جامهی یوسف در آغوشش
خداوندا بفرما از عزیزِ ما، خبر آرَد
# فاطمه_عرب اسدی
و گفت: روز جزا، میزان، عقل است. پس هرچه امروز از او دورتر شوی فردا عذابت بیشتر است.
و خواند: 《ما حَکَمَ بِهی عقل، حَکَمَ بِهی شَرع》آنچه عقل حکم کند را شرع هم بر انجامش حکم میکند.
همانجا بایست!
از همان فاصلهی کوتاه زل بزن به چشمانم!
من باز هم مثل همیشه به تو لبخند میزنم.
لبخند میزنم وچشمانم قوس میگیرند
و نوری از میان چشمانم بیرون میجهد
نوری که چشمانم را از دیدنت روشن میکند.
نوری که میرقصد و بیرون میجهد و گویی تو را در آغوش میگیرد.
همانجا بایست..جلوتر نیا.
این بار من فقط لبخند میزنم.
و آن نوری که از چشمانم بیرون میجهید دیگر نیست.
مدتی است که آن روحِ بیرون جهیده از چشمانم ، به من باز نگشته.
همانجا بایست.
میخواهم باز هم مثل همیشه به تو لبخند بزنم.
اما ...مدتی است که لبخندهایم از سر عادت است..
دیگر شوقی در لبخندم نمیرقصد..به هیجان نمیآید.
مدتی است که لبخندهایم معمولی شده.
من به تو لبخند میزنم آنطور که به بازی دخترکان داخل کوچه..
به تو لبخند میزنم آنطور که به شوخیِ زنان همسایه..
به تو لبخند میزنم آنطور که به رضایت کودکی از عبور جوی کوچکی!
همانجا بایست.
بگذار فقط لبخندی بزنم و عبور کنم..
#فاطمه_عرباسدی
ای بهترین طبیب خراسان نگاه کن
استادْ بزرگِ قومِ غریبان نگاه کن
بر صید زخمی ای که رمیدهاست از تله
بر آهوی رمیده ز انسان نگاه کن
مسکینم و کمی پریشان و خستهام
ذریهی سورهی انسان، نگاه کن
من نیستم زائر شهر شما ولی
از دور گاه گاه به مهمان نگاه کن
ما را دخیل پنجره فولاد بستهاند
ما را میان جمع اسیران نگاه کن
نوبت به ما نمیرسد ای پادشاه توس
ما را بیا و بین مریضان نگاه کن
#فاطمه_ عرباسدی
و فرمود : برخی از دردها بخاطر اُنسی است که اتفاق افتاده و به دلایل عقلی به نتیجه نرسیده و نباید هم میرسیده.
ادامه داد: خدا خیلی از این دردها و زخمها را به احترام عقل، خریدار است.
موضوع حجاب قدمتی به تاریخ خلقت بشر دارد. خلقت آدم و حوا...
همهی ما داستان خلقت آدم را در کتب مقدس خواندهایم و میدانیم ربّ العالمین بعد از خلقت آدم و زوجهاش حوا ، آندو را از خوردن و حتی از نزدیک شدن به شجرهی ممنوعه نهی کرد. با اینحال ما از چند و چون خوردن از شجرهی ممنوعه با تفاسیر مختلف چیزهایی شنیدهایم .اما آنچه بعد از (چشیدن)از شجرهی ممنوعه ناگهان و بلافاصله خودش را نشان میدهد مسئلهی حجاب است. اینکه آدم و حوا دو موجود بهشتی با حجاب بودند. این متن صریح کتاب مقدس است. میفرماید: تا از شجرهی ممنوعه چشیدند عوراتشان برایشان آشکار شد.
آیه ۲۲ سوره اعراف《فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌپس آنان را به فریب و دروغی (از آن مقام بلند) فرود آورد، پس چون از آن درخت تناول کردند زشتیهایشان (مانند عورات و سایر زشتیهای پنهان) بر آنان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند، و پروردگارشان آنها را ندا کرد که آیا من شما را از این درخت منع نکردم و نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست؟》.
برخی این حجابِ ناگهان از بین رفته را لباسهای بهشتی و برخی آن را هالهای از نور دانستهاند که آن دو را فراگرفته و پوشانده بوده .نتیجهی عمل به منکری که از آن نهی شده بودند، شد برهنگی و خجالت آدم و حوا ..آنها در صدد برآمدند تا خود را با برگهای پهن درختان بهشتی بپوشانند .این نشان میدهد که حیا، امری فطری در خلقت بنی آدم است. اینکه آدمی دوست دارد پوشیده باشد امری عقلانی است. و لذا در احادیث داریم که حیا و عقل دو یار جدانشدنی از هم هستند.اگر این حدیث را برعکس نگاه کنیم میشود بی حیایی امری غیر عقلانی است.بگذریم. این تاریخچه و قدمت حجاب بود که در تمامی کتب مقدس به نحوی به آن اشاره شده است.
اما کتاب مقدس قرآن..ما میدانیم که در دو آیهی صریح قرآن در سورههای (نور،۳۱) و( احزاب ،۵۹) خداوند صریحا از پیامبر صلیاللّه علیه وآله خواسته که هم زنان خود و هم زنان مومنه را به حجاب کاملتری دعوت کند..دقت کنید .حجاب بوده ولی کامل نبوده. و لذا خدا میخواهد روسریهایشان طوری باشد که کاملا روی سینهشان را بپوشاند. و در آیه ۵۹ احزاب پوشاندن کل بدن با یک پوشش سرتاسری مطرح میشود.
شاید سوال پیش بیاید آخر چرا؟؟؟
پاسخ این سوال در انتهای آیات آمده .. توبهای که زن را به رشد و بالندگی برساند..(از مفلحون شوند).. به عنوان انسانهای پاک و شایسته شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند..
پس در هر دو آیه امری عقلانی واقع شده و انسانِ دعوت شده به حجاب، مختار فرض شده که میتواند بین راه رشد و راه طغیان و سرکشی یکی را انتخاب کند.
در هر دو آیه ۵۹ و ۳۱ از واژهی 《قُل》استفاده شده..یعنی دعوت کردن با ملایمت ..دعوت کردن با استدلالهای عقلی..دعوت کردن با احترام به مختار بودن زن...اما سوال، چرا خدا برای نماز از واژهی امر کن و اجبار کن استفاده کرده..باآنکه کسی از نماز خوان و یا کاهل نماز بودن فرد در جامعه آگاهی ندارد. اما برای حجاب که اثراتش در جامعه نمود پیدا میکند از 《قل》 استفاده شده؟؟ در آیه ۱۳۲ طه میفرماید:《وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا ۖ لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا ۖ نَحْنُ نَرْزُقُكَ ۗ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ.تو اهل بیت خود را به نماز و طاعت خدا امر کن و خود نیز بر نماز و ذکر حق صبور باش، ما از تو روزی (کسی را) نمیطلبیم بلکه ما به تو (و دیگران) روزی میدهیم، و عاقبت نیکو مخصوص (اهل) پرهیزکاری و تقواست.》
سوال این است..واقعا چرا؟؟ اصلا نماز چه ربطی به حجاب دارد؟؟
جواب این سوال را خدا در سوره عنکبوت آیه ۲۹ میدهد..چون نماز ملکهای میشود در درون آدم، چه زن و چه مرد و آنها را از ارتکاب به فحشا باز میدارد..یعنی نهی میکند.《اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ ۖ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ۗ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ》(ای رسول ما) آنچه را که از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی شد (بر خلق) تلاوت کن و نماز را (که بزرگ عبادت خداست) به جای آر، که همانا نماز است که (اهل نماز را) از هر کار زشت و منکر باز میدارد و همانا ذکر خدا بزرگتر (و برتر از حدّ اندیشه خلق) است، و خدا به هر چه (برای خشنودی او و به یاد او) کنید آگاه است.
خب میدانم تفصیل حجاب دارد کمی طولانی میشود ولی گاهی تفصیل امری عقلانی است.
بی حجابی در تمامی جوامعی که به نوعی با آن درگیرند از مقدمات فساد و فحشا است. اصولا همراه با تبلیغ بی حجابی تبلیغ فساد و فحشا ،تبلیغ مشروبات الکلی و تبلیغ بی قیدی به هرچه سنت الهی بر آن محکم شده مثل ازدواج نیز دیده میشود. میدانید که ازدواج شروع و بنیان ایجاد یک خانوادهی جدید در جامعه است. اگر یک خانواده در جامعه دچار مشکلی درونی شود حداقل سه خانوادهی دیگر غیر آن خانواده دچار مشکل میشوند .این شبکههای پیوستهی خانوادگی در اجتماع را میرساند...و اینکه ریشه ها از حال میوهها بی خبر نیستند.
تا اینجا بماند.به شرط حیات بعدها باز هم از نقش استعمار در سرمایهگذاری روی زنان برای رسیدن به اهداف خود خواهم نوشت.