#یک_جرعه_شعر

به زبان لافِ غم عشق زدن، آسان است
آنکه غم دید و نیازرد دلی، انسان است
رنگ رخساره خبر کِی دهد از سِرّ درون؟
تا نگویی که چه در سینه‌ی‌توپنهان‌است

《به عمل کاربرآیدبه‌سخندانی‌نیست》
عشق ،همدوشِ عمل، هم‌قدمِ ایمان است.

و فرمود:

《أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ.
ﺁﻳﺎ ﻣﺮﺩم ﮔﻤﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ : ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ ، ﺭﻫﺎ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺟﺎﻥ ، ﻣﺎﻝ ، ﺍﻭﻟﺎﺩ ﻭ ﺣﻮﺍﺩﺙ ]ﻣﻮﺭﺩ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻰ ﮔﻴﺮﻧﺪ ؟( نشانه‌ی دوم از سوره عنکبوت) 》

#فاطمه_عرب‌اسدی


#یک _جرعه_شعر

باغ ها را گرچه دیوارو در است
از هواشان راه با یکدیگر است
شاخه از دیوار سر بر می کشد
میل او بر باغ دیگر می کشد
باد می آرد پیام آن به این
وه از این پیک و پیام نازنین
شاخه ها را از جدایی گر غم است
ریشه ها را دست در دست هم است
تو نه کمتر از درختی سر برآر
پای از زندانِ خود بیرون گذار
دست تو با دست من دستان شود
کار ما زین دست کارستان شود

#مرحوم_ هوشنگ_ابتهاج.

#او_نویسی

گفت: همین که آدمی حواسش باشد کجای قانونِ خدا ایستاده، دیگر در هدفش دچار تردید و ناامیدی نمی‌شود و خواند:

《قد تَبَيَّنَ الرُّشْد مِنَ الْغَي》.

#فاطمه_عرب‌اسدی

#تک_بیت

من تلاشم شده تیری به خطا رفته و تو

زخم تیری که به قلبم زده‌ای می‌سوزد

#فاطمه_عرب‌اسدی

#دلنوشته

گاه انسان آنقدر غرق در خیالاتِ خود ساخته‌اش می‌شود که نمی‌توانددرک درستی از آنچه که بیرون از او در جریان است ، داشته باشد.

چه شرمندگی‌هایی که انسان به عمر بیهوده تلف شده‌اش بدهکار است!!!

چه شوقهایی، چه استعدادهایی که در مسیر اشتباهی هدر رفت!!!

و گاه انسان در خواب ماندن و به خیالات دلخوش کردن را از کوشش برای رسیدن خوشتر دارد.و در این حال است که شرم بر انسان و این همتِ کوتَهش!!

به قول شاعر:

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.

#او_نویسی

و گفت: سیر و سفرِ دنیا اگر هیچ چیز به آدمی اضافه نکند_ که البته اضافه می‌کند _ این را به آدمی یاد خواهد داد که عزیزترین‌های انسان آنهایی هستند که در سفر و حضر با او بوده‌اند و پشتش را خالی نکرده و او را به حال خود رها نکرده‌اند.

در یمنی..پیش منی

#یک _جرعه_ شعر

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

کز عکس رویش شب هجران سرآمدی

تعبیر رفت...یار سفر کرده می‌رسد

ای کاش هرچه زودتر ..از در درآمدی

#جناب_ حافظ_شیرازی

#او_نویسی

گفت: با دیدن هر ظلم و مظلومیتی به یاد مظلومیت اباعبداللّه می‌افتیم و می‌گوییم :《لا یوم کیومک یا اباعبداللّه》و آنقدر در روضه‌ی اباعبداللّه غرق می‌شویم که فراموش می‌کنیم《کُلّ یومٍ عاشورا و كُلِّ ارضٍ كربلا》.

#او_نویسی

گفت: روزگار آدمها را چنان می سازد که دیگر در دنیا، از مال و علم و شهرت لذت نمی‌برند... آدمهاقانع می‌شوند به نوشیدن چای با یک نفر که فقط بشود بادیدن او به آرامش رسید.

#او_نویسی

گفت: برای انسانها لحظه‌ای هست_ سر رسیدی _برای صبر، که چون آن لحظه فرا رسد دیگر قلبها تنها نیستند و دستها، پاها و زبانها نیز حرفشان را خواهند زد.

در آن لحظه است که عشق در اوج خودش، اتفاق می‌افتد.