گاه انسان آنقدر غرق در خیالاتِ خود ساخته‌اش می‌شود که نمی‌توانددرک درستی از آنچه که بیرون از او در جریان است ، داشته باشد.

چه شرمندگی‌هایی که انسان به عمر بیهوده تلف شده‌اش بدهکار است!!!

چه شوقهایی، چه استعدادهایی که در مسیر اشتباهی هدر رفت!!!

و گاه انسان در خواب ماندن و به خیالات دلخوش کردن را از کوشش برای رسیدن خوشتر دارد.و در این حال است که شرم بر انسان و این همتِ کوتَهش!!

به قول شاعر:

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.