در باب رزق فرمود: آدمی هیچ لقمه‌ای را بر دهان نمی‌گذارد مگر آنکه رویش نوشته شده 《هذا لِفلان‌ابن/بنت..فلان》یعنی از آن بالا همه چیز مقدر شده و معلوم است. مثلا مقدر شده که فلان کشاورز درکشور مثلا تانزانیا محصول موزش را به فلان تاجری بفروشد که با ایران در معامله است و از آن بار موز مقدر شده که یک کیلویش به خانه‌ی تو بیاید و یک دانه‌اش را توبخوری! همین‌قدر دقیق!

حالا رزق هر چه می‌خواهد باشد.گاهی حال خوب، رزق است.

امید داشتن به آینده‌ای مجهول، رزق است.

همسر خوب، اولاد خوب، رزق است.

اما مومن سزاوار است زیرک باشد، رزق را با شُکر افزون کند، چرا که فرمود:《 لئن شکرتم لازیدنّکم》.

و فرمود: این ساده لوحانه است که فکر کنی با شُکر تنها نعمتت افزون می‌شود! با شکر خودت هم زیاد می‌شوی، بزرگ می‌شوی، ظرفیت پیدا می‌کنی. برای همین گفته:《لَاَزیدَنَّکم》 یعنی شما را زیاد می‌کنیم...شاکرها را! اهل شُکر را حتی از ذریه‌ی شما! و چه رزقی بالاتر از زیاد شدنِ اهلِ شکر در روزگار نا امیدی؟؟