آنقدر برای یکی از اقوام خواستگاری رفتیم که صاحب نظر شدیم.

روزی یکی از دوستانِ نزدیک ، برای ازدواج پسرش به مشاوره آمده بود.

نگران بود از اینکه پسرش سنش دارد بالا می‌رود و کسی را نمی‌پسندد. نگران عادت کردنش به تنهایی ... نگران تنها ماندنش بعد از پدر و مادر و ..هزاران نگرانی دیگر که اگر دستم را بالا نمی‌بردم قطعا آنها را بروز می‌داد.

پرسید از کجا بدانم پسرم که را دوست دارد تا برایش اقدام کنم؟ پسرم خیلی محجوب است!

گفتم: محجوب‌ترین پسرها وقتی دلشان جایی گیر کند، حتی اگر بارها جواب رد بشنوند دست بردار نیستند تا به مقصودشان برسند. مطمئن باشید که اگر فرزندشما کسی را دوست داشته باشد همه خانواده‌ی شما را برای رسیدن به آن فرد بسیج می‌کند.

و البته باید این علاقه و کشش دو سویه باشد ، به قول شاعر: تا که از جانب معشوق نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.