#یک_جرعه_شعر
به پاشده دوباره بساط سینه زنیها
عزای مادرتان شد، حسینی و حسنیها
گرفت ماه مدینه غمی کبود به سینه
رسید آتش کینه به مکی و مدنیها
در آن دقایق آخر نگاه کرد به حیدر
به اشتیاق رسیدن به《مَن یَمُت یَرَنی》ها
به آب گفت لبی را مباد تشنه گذاری
سپرد پیرهنی کهنه را به بی کفنیها
به عرش رفت و ملائک به اشک زمزمه کردند
《بفاطمه و ابیها و بعلها و بنیها》
#زهرا_بشریموحد
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۳ ساعت 13:10 توسط فاطمه عرب اسدی
|
