گفت: برای هر آدمی لحظه‌ای هست که در آن از خودش می‌پرسد ، آخرش که چی!

و درآن لحظه دنیایی که تمام چشمش را پر کرده بود بی ارزش می‌شود.

تازه می فهمد که اینجا هیچ خبری نیست.. هر چه هست آنطرف است.

مکثی کرد و ادامه داد: آنجاست که آدم قدر محبت‌هایش درجه می‌گیرد..قدر انسانیتش.