#پیام _کائنات
در یکی از کوهپیمایی هایم، در مسیر رسیدن به قله، تکه سنگ سفیدی را دیدم که رویش با ذغال نوشته شده بود دوستت دارم.زیرش هم با خط خیلی ریزتری چیزی را نوشته بود. خودم را به سنگ رساندم تا بتوانم بخوانمش. نزدیک شدم...نزدیکتر و آنقدر نزدیک که هُرم نفسم در آن هوای سرد ، مِه شد و روی سنگ نشست.
بالاخره خواندمش. نوشته بود ؛ تو را..آری تورا که اینقدر نزدیکی!
#فاطمه_عرباسدی
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 21:52 توسط فاطمه عرب اسدی
|
